تبليغاتX
بیا تو نترس

بیا تو نترس

خودم هم نمی دونم والله

 

سلام به همه

 

خیلی خواستم سعی کنم تا امتحانام تموم شه بعدش  آپ کنم ولی نشد .هفته دیگه تموم می شه ایشالله

 

هوا هم که انقدر گرم شده که واسه آدم دلو دماغ کاری رو باقی نذاشته.

 

سگ وباران

 

خواجه نصیرالدین طوسی در یکی از سفرهای خود به مشهد هنگام شب به آسیابی رسید و به همراهانش گفت:

 

خوب است شب را در اینجا بگذرانیم و به آسیابان دستور داد

 

تا رختخواب او را بیرون از آسیا بگستراند.

 

آسیابان گفت: خوب است که امشب داخل آسیا بخوابید شاید نیمه شب باران ببارد.و سپس به محاسبات نجومی پرداخت.

 

وضع کواکب هیچ نشانه ای را که دلیل باریدن باران

 

باشد نشان نمی داد .

 

خواجه با خیال راحت بیرون از آسیا خوابید.

 

نیمه شب باران سختی گرفت،طوری که خواجه مجبور شد شخصا" رختخواب خود را به دوش بگیرد و به درون آسیا ببرد.

 

صبح خواجه از آسیابان پرسید:از کجا فهمیدی که دیشب باران می بارد؟

 

آسیبان گفت: سگی دارم که همیشه قبل از بارش باران به درون آسیا میرود و تا هوا مساعد نشود بیرون نمی آید.

 

دیشب هم هنگام غروب به درون آسیا رفت وخوابید

 

قربونت همتون برم

 

                                       بابای .

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 11:52 AM توسط سرسخت |

سلام

خوبید؟

من بازم عالیم.

 

امروز تولد......

،ماشالله هر چی هنرمند تو اردیبهشت به دنیا اومده.من ،بهرام رادان،یار خوش،عارف،یه دیوونه مثه تو ،علی پهلوان(گروه آریان)،دانوب،محسن یگانه و

 

یه چند تا عکس ناب هم می ذارم تا هر چی طرفداره بکفه.

 

 

دیگه چی می خواهید؟

 

میدونید ؟ تعداد پوستر های دیوید تو اتاقم خیلی بیشتر از بهرام با اینکه جفتشون رو خیلی دوست دارم ولی پیدا کردن عکس ها و پوسترهای بهرام یه خورده سخته فقط تو

 

 ناصر خسرو پیدا می شه

 

ااااااااااااااااااااااااا کسی نمی خاد بهم تبریک بگه مثلا" 12 هم تولدمه هااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

من رفتم تو20 سال.آخی همین دیروز بود که به مسواک می گفتم مسکاو . به پنیر میگفتم کره ترشه.یادش به خیر ،اون موقع ها خیلی کوچکولو بودم ولی الان گنده شدم

 

اینا رو گفتم بدونید من یه آدم بزرگم نگید سر سخت و بگذرید ازم...

 

امتحانام هم داره شروع می شه یه خورده کمیاب می شم از این به بعد... ولی قول میدم بعد از امتحانام با آپ های جالب تری برگردم.

 

می خام یه خورده از خصوصیات اردیبهشت ماهی ها براتون بگم البته همه ی ماه ها رو می دونم اگه خواستید ماه تولدتون رو بگید تا از خودتون هم بهتر بگم چه

 

خصوصیاتی داری

 

افراد متولداین ماه  یکم شیطون هستن کمی هم کنجگاو خیلی هم لجباز که این بستگی به سال تولدشون هم داره. اهل طبیعت هستند.خواستار صلح .آرامش ، 

 

اکثرا" رنگ آبی رو دوست دارن مهربون هستن .آدم های رکی هستند ولی نه به اندازه ی آذر ماهی ها!!!!!!!!!!!!!!!!

 

به دینشون پایبندن.شوخ طبع و بذله گو ،اهل سفر

 

همین ....

 

من دیگه برم .قربون همتون برم .

 

بابای

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:0 AM توسط سرسخت |

  سلام

 

خوبید؟

 

امروز تولد ! برقصید ،شاد باشید،پایکوبی کنید،هوار بکشید….

 

 بگم که من امروز خیلی شادم .تولد کسی که براش می میرم .ماه ،آقا ، گل….

 

خلاصه همه چی.اگه تونستید حدس بزنید ؟

 

همتون اون رو می شناسید .از فیلم هاش .مرد زیبا چهره ی ایران، افسانه ی هنر و بازیگری .خدای استعداد.هر چی بگم بازم کم گفتم…

 

آره همون بهرام رادان خودمون منظورم علی سنتوری

 

خیلی دوس داشتم بیشتر ازش عکس بذارم ولی حیف که عکس درست ندارم ازش ،البته تو اتاقم پوستر هاش هست ولی خوب تو صفحه وب جایی برا پوستر چسپوندن

 

نداره.

 

مگر اینکه شما عزیزان یه لطفی بکنید و اگه عکسی از بهرام دارید برام ایمیل کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

تا آپ بعدی که چند روز دیگه هست

 

بابای

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 3:0 PM توسط سرسخت |

تو هیچ وقت واصه من مثل یه شاخ گل نبودی آخه

 

گل و که می دونی افسونگر و زیباست

 

 

هزار رفیق و دلداده و عاشق داره اما، از تیغ

 

غرورش چه زخم ها که رو دلهاست

 

 

نمی خوام که بگم حتی برام تو گل بهاری، آخه گل

 

که همیشه زیبا نمی مونه

 

 

با بهار که میاد قشنگ و پر غرور اما ، بهار که

 

موندنی نیست. یه روزم نوبته خزونه

 

 

تو معنایه یه احساس قشنگی مثه گرمیه عشق و

 

شوق دیدار

 

 

مثه حس قشنگه دل سپردن به بی تابیه دل برای

 

دلدار

 

 

بهاره دل عاشق حتی تو خزونم موندگاره

 

 

اونیکی عشق واحساس تو قلبش جا نداره

 

 

فقط مثل یه عکسه که تو قابی رو دیواره

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 2:21 AM توسط سرسخت |

 

سلام به همه خوبید؟خوشید؟ خوب الحمدلله..

از سیزده بدر چه خبر؟ خوش گذشت؟

 

این عکس که می بینید رو خودم انداختم.امیدوارم خوشتون بیاد.

می خوام سیزده بدرم رو با یه زبونه شیرین مرحله به مرحله نشونتون بدم.خوب دقت کنید ها...........

                                                                        

 

قشنگ بود نه!!!!!! می دونم می دونم.....برا منم قشنگ بود.خوب دیگه جوونیه و هزار تا امید و آرزو.الآن حالشو نبریم کی ببریم؟

ای کاش که معشوق زعاشق طلب جان می کرد تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی.......

دهنت رو ببند

معمولا" تو دعوا ها چی ردو بدل می شه؟لگد،چاقو،پنجه،بکس؟یه کم عقب تر برو داداش.قبل از شروع برخورد های فیزیکی.پیش از اینکه دو طرف جوش بیارن و به جون هم بیفتن.معمولا کلکسیونی از فحش های خانوادگی و غیر خانوادگی رو بین هم ردو بدل میکنن.بعضی وقت ها هم غائله به همین جا ختم میشه و کار به نزاع خونین نمیکشه.اما کمتر کسی می دونه که این فحش ها و توهین ها چه مجازات های سنگینی به دنبال داره.اگه این هنر رو داشته باشیو خودت رو کنترل کنی و دهنت رو به این جور بی احترامی ها و فحش ها نیالایی.لازم نیست که یه پات همیشه تو دادگاه و یه پات تو کلانتری باشه.

طبق قانون 608مجازات اسلامی توهین به افراد _ البته اگه فحش های ناموسی نباشه_فرد بد دهن رو به 74ضربه شلاق یا 50هزار ریال تا1میلیون ریال جریمه نقدی محکوم میکنن.اما اگه فحش ناموسی باشه که پوست طرف کندست.

توهین رو میتونیم از مقوله رفتارهای پرخاشگرانه که به نوعی مکانیسم عصبی وناشی از عدم کنترل شناختی فرد است دانست البته  مربوط به تاثیرات اجتماعی و فرهنگ هم است.

خوب اصلا من واسه چی این رو گفتم؟ مردم ما فکر کنم انقدر درک وفهم دارن که این رفتارهای ناشایست رو از خودشون نشون ندن نه؟

نه والله فکر نکنم داشته باشن .چون اگه داشتن من با دیدن صحنه ی شیرین و دل انگیز دعوای دیروز تصمیم نمی گرفتم همچین متن آموزشی رو تو وبم جا بدم !!!!!!!!!!از ما گفتن بود خیلی خوشحال میشم اونایی که میخونن اگه نمی تونن جلوی دیگران رو بگیرن حداقل خودشون رعایت کنن که اینم خودش یه دنیا ارزش داره...

 

آخه مثلا چی میشه تو دعوا ها اگه دیگه نتونستن جلوی خودشون رو بگیرن از این لغات استفاده کنن:

هویج فرنگی ، نارنگی ،هندوونه، گلابی ،البته این طوری هم توهین به میوه های بیچاره میشه ولی نه جریمه نقدی داره نه شلاق!!!!!!! خوبه دیگه!!!

آخه این وسط تو چی میگی مرتیکه ببعی...  اینم بد نه بودا............

آپ  بعدیم ایشالله 8 اردیبهشت مصادف با یه اتفاق شیرین و مهمه .که پشت سرش دوباره 12 اردیبهشت آپ میکنم که بازم یه اتفاق مهم روی داده.

نگران نباشید بلاخره می فهمید چیم می گم .اگر هم حدس زدید که دیگه عالیه.

خوب دیگه من  دار م میرم .

قربون همتون برم من بابای.

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 7:1 PM توسط سرسخت |

پیرزن با تقوایی در خواب خدا را دید و به او گفت:خدایا من خیلی تنها هستم آیا میهمان خانه ی من میشوی؟

خدا قبول کرد و به او گفت فردا به دیدنش خواهد آمد.پیرزن از خواب بیدار شد و با عجله شروع به جارو کردن اتاق کرد و رفت و چند نان تازه خرید و خوشمزه ترین غذایی را که بلد بود پخت سپس نشست و منتظر ماند.

چند دقیقه بعد در خانه به صدا در آمد. پیرزن با عجله به طرف در رفت و آن را باز کرد پشت در پیرمرد فقیری بود.

پیرمرد از او خواست تا غذایی به او بدهد.پیرزن باعصبانیت سر فقیر داد زد ودر را بست.

نیم ساعت بعد باز در خانه به صدا در آمد پیرزن دوباره در را باز کرد این بار کودکی از سرما می لرزید از او خواست تا از سرما پناهش دهد پیرزن با ناراحتی در را بست و غرغر کنان به سمت خانه برگشت.

نزدیک غروب بار دیگر در خانه به صدا در آمد این بار پیرزن مطمئن بود که خدا آمده پس با عجله به سوی در دوید

در را باز کرد ولی این بار نیز پیرزن فقیری پشت در بود . زن از او کمی پول خواست تا برای کودکان گرسنه اش غذایی بخرد .پیرزن که خیلی عصبانی شده بود با دادو فریاد پیرزن فقیر را دور کرد .

شب شد ولی خدا نیامد پیرزن نا امید شد. رفت که بخوابد ودر خواب بار دیگر خدا را دید . پیرزن با ناراحتی به خدا گفت:

خدایا ،مگر تو قول نداده بودی که به دیدنم بیایی؟خدا جواب داد:بله ،ولی من سه بار به خانه ی تو آمدم و تو هر سه بار در را به رویم بستی!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 2:48 AM توسط سرسخت |

شاگردی از استادش پرسید :"عشق چیست؟

استاد در جواب گفت:" به گندم زار بروپرخوشه ترین شاخه را بیار.اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه بچینی!

شاگرد به گندم زار رفت پس از مدتی طولانی بر گشت.استاد پرسید چی آوردی؟

وشاگرد با حسرت جواب داد:هیچ هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تر میدیدم وبه امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم."

استاد گفت:"عشق یعنی همین!"

شاگرد پرسید:پس ازدواج چیست؟

استاد به سخن آمد که:"به جنگل برو و بلند ترین درخت را بیار.اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب بر گردی!"

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درخت بر گشت.استاد پرسید که شاگرد را چه شدو او در جواب گفت:"به جنگل رفتم واولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.ترسیدم که اگر جلوتر بروم باز هم دسته خالی بر گردم."

استاد باز گفت :"ازدواج هم یعنی همین."K

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 1:23 PM توسط سرسخت |

ده نکته برای کسانی که با یک پسر سرو کار دارند:

1.یک پسر مثل یک آدامس است .جویدن طولانی هر آدامسی به جز بی مزه شدنش حاصلی نداره.

2.یک پسر مثل یک آدامس است.هیچ وقت آدامس نیم خورده ی کسی را به دهان نگذارید.

3. یک پسر مثل یک آدامس است.داشتن آدامسی که نتونی اون رو بازش کنی با نداشتش فرقی نداره.

4. یک پسر مثل یک آدامس است.آدامس زیاد مونده ارزش جویدن نداره.

5. یک پسر مثل یک آدامس است.هر از چندی به دندانهایتان هم فرصت استراحت بدهید.به هر حال آدامس را میتوانیدعوض کنید ولی دندانهایتان را نه.

6. یک پسر مثل یک آدامس است.به چشیدن طعم یک آدامس اکتفا نکنید آدامس ها در شکل هاو قیمت هاومزه های مختلف ساخته میشود.

7. یک پسر مثل یک آدامس است.فراموش نکنید که پایان هر آدامسی سطل زباله است.پس برای هیچ آدامسی قیمت زیادی نپردازید.

8. یک پسر مثل یک آدامس است.و ازدواج مثل قورت دادن اون هیچ آدم احمقی آدامسش رو قورت نمیده.

9. یک پسر مثل یک آدامس است.داشتن یک بسته آدامس همیشه بهتر از داشتن یک آدامس است.

10. وآخر اینکه یک پسر مثل یک آدامس است.حسرت آدامسی که دور انداخته اید رو نخورید آدامس های خوشمزه تر همیشه پیدا میشود.

البته با کمی دخل و تصرف.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 2:58 PM توسط سرسخت |

سلام. یه توضیح کوتاه درباره عکس:

این عکس رو خواهرم به زور گذاشته.

می گه شباهته خیلی زیادی بهم داره

فقط من موهام بلند .

همین.چه چهره ی تکراری دارم .نه؟


آرزومه که در و وا بکنی بیای تو خونه.


تو رو تو بغل بگیرم عاشقونه.


اسمت رو لبامه بی اراده.


چشمای تو از سرم زیاده.


از قسمت دیدن تو شادم.


از بخت خوشم دل به تو دادم.


از خـــــــــــــــــــــدامه.


خونه خوش بو بشه با عطر نفسهات.


از خـــــــــــــــــــــــدامه.


که بشه ماله من اون چشمای زیبات.


هر جوری که فکر کنی باهاتم.


راضی به رضای اون چشاتم.


خوش صورت و خوش نقش ونگاری.


غم و غصه یی نیست تا من رو داری.

Home
Email
Night Skin